تبليغاتX
مجله ی راه آینده - برگی از تاریخ اعتصاب معلمان سال 1300

مجله ی راه آینده

مجله ی راه آینده

در زمان صدارت قوام السلطنه، معلمان مدارس دولتی که شش ماه حقوق ِآنان پرداخت نشده بود، بیانیهای در اعتراض به این امر منتشر کردند و در دی ماه 1300 وارد اعتصاب شدند. آموزگاران نیز چندین بار از عدم پرداخت حقوق خود شکایت کرده و یک بار هم اعتصاب کرده بودند. آن اعتصاب نیز به نوبهی خود دارای اهمیت بود. معلمان مدت ده روز تعطیل کرده ودر مسجد سپهسالار تحصن نمودند. تاثیر اعتصاب اول معلمان به اندازهای بود که تاریخ نگارانی که کمترین توجهی به فعالیتهای اتحادیهای در آن دوره نکرده بودند، به ناچار واقعهی مذکور را به حساب آورده، اشارهای به آن کرده اند. اما اعتصاب دی ماه باشکوه و پرحرارتتر بود. مدت 22 روز ادامه داشت و به یک نمایش سیاسی علیه حکومت تبدیل شد. گرمای اعتصاب هیجان عمومی درتهران را به اوج رساند. محصلین به اجتماعات پیوستند و از معلمین خود حمایت کردند. روز 5شنبه 21دی ماه 1300 عدهای از دانش آموزان ِمدارس ابتدایی و متوسطه تهران تظاهرات کردند. آنها با پرچم سیاه رنگی که عبارتِ "احتضار معارف" بر آن نقش بسته بود، در میدان توپخانه گرد هم آمدند و فریادهای "زنده باد معارف" و یا "یا مرگ یا معارف" سر دادند. آژانها با مشت و چوب و شمشیر به صفوف ِدانش آموزان تاختند و آنان را مضروب ساخته از میان آنان دو تن را به کلانتری بردند. اما سرکوب ارادهی محصلین را درهم نشکست. عقب ننشستند و به تظاهرات ادامه دادند.

در مجلس شورای ملی جایی که قرار بود از منافع ِمردم دفاع شود، سردار معظم خراسانی(تیمورتاش بعدی) به معلمان اهانت کرد و گفت:" من استخوان پوسیدهی یک سرباز را با بیست معلم عوض نمیکنم." روزنامهی حقیقت ضمن افسوس از این واقعیت دردناک که هنوز هم کسانی که تا دیروز سند فروختن ایران را امضا میکردند، برمقدرات جامعه حاکمند، در پاسخ به تیمورتاش نوشت:" ما استخوان پوسیدهی یک معلم را به صد نفر امثال سرکار نمیفروشیم."

در آن زمان تعداد معلمین مدارس ابتدایی و متوسطه و دارالفنون و دارالمعلمین متجاوزاز پانصد تن بود. حقوق آموزگاران ابتدایی رسما 25 تومان، متوسطه ساعتی چهار قران و دریافتی مدرسین دارالفنون و دارالمعلمین نسبتا بیشتر بود. بهانه ی حکومت برای پرداخت نکردن حقوقها، خالی بودن ِخزانه بود. هنگامیکه دکتر مصدق که در آن زمان وزیر مالیه در کابینه قوام السلطنه بود، از مجلس تقاضای اعتبار برای ساختن سد نمود، سلیمان میرزا اسکندری نمایندهی سوسیالیست ِمجلس اعتراض کرد ودرنطقی خطاب به مصدق گفت: "میخواهید سد ببندید. شما سد در مقابل ِترقی مملکت میبندید که پول به معارف (آموزش و پرورش نمیدهید. امسال درموقع امتحان معلوم میشود که یک سال وقت اطفال مملکت را به هدر دادید. برای جلوگیری از خرابی املاک خالصه، دولت اعتبار میخواهد، بنده موافق بودم اگر پول داشتیم الحال باز میگویم باید اول حقوق معلمان بدبخت داده شود. برای املاک اربابی میخواهید سد ببندید بنده مخالفم. آقای ارباب خودش پول بدهد.

تحصنها، اجتماعات وراهپیماییهای متعدد کابینهی قوام را که از قبل متزلزلتر بود، ضعیفتر کرد. در 30 دی ماه 1300 حکومت سقوط کرد. سرانجام با پرداخت بخشی از حقوقهای عقب افتاده و قول پرداخت مابقی کلاسهای درس برپا شد و معلمان موقتا سرکار خود بازگشتند. اما پرداخت حقوقها دست آورد ِتثبیت شدهای نبود. بعدا دوباره معلمان با همین مشکل روبرو شدند. مجددا درمرداد ماه 1301 اعتراض معلمین به شکل تحصن ادامه یافت. این بار معلمین در مجلس متحصن شدند. یک ماه سنبله( شهریور) را در عوض تدریس در پارلمان متحصن شده، برای تامین بودجهی خود دوندگیها کردند تا این که بالاخره به امرمجلس شورای ملی دولت تصویب نامهای صادر کرد که همه ماهه در هشتم ماه فرنگی مبلغ8000 تومان از عایدات گمرک به مدارس پرداخت شود و حقوق معوقه به طور استهلاک تادیه گردد.معلمین متقاعد شده در سر کلاسها حاضر شدند.

--------------------------------------------------

منبع :شوق یک خیز بلند، نخستین اتحادیههای کارگری در ایران 1285-1320، جلیل محمودی، ناصر سعیدی، نشر قطره،چاپ اول 1381، صفحه 152

منابع کتاب: روزنامه حقیقت شمارههای 2-3-7 -8

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 17:11  توسط مجله ی راه آینده  |